حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 127
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
قبر مادر سليمان است محقّقين آن را قبر خود كوروش ميدانند در نزديكى بنا كتيبهاى هم يافتهاند كه ترجمهاش اين است « من كوروش شاه هخامنشى هستم » در پاسارگادباز صورتى است برجسته كه در سنگ حجّارى شده اين شخص ايستاده دستش به پيش دراز و داراى دو پر است و از حيث پرها به بعضي از صورتهاى آسورى شبيه است ولى ريشش ريش پارسى و تاجش مصرى و لباسش عيلامي مىباشد سابقا تصوّر ميكردند كه اين صورت كوروش است و ليكن حالا غالبا به اين عقيدهاند كه ملكى را خواستهاند بنمايانند راجع به پارسارگاد بايد گفت كه از قرار كشفيّات اخيره اين محل از حيث آثار خيلى قديم است و شهر بزرگى بوده [ در تخت جمشيد ] در تخت جمشيد كه يونانيها آن را ( پرسپليس ) ناميدهاند و پاىتخت جديد شاهان هخامنشى بوده « 1 » خرابهها و آثار قصور و ابنيه زيادى ديده مىشود كه قسمتهاى سنگيش باقى مانده قسمت عمده اين بناها را داريوش اوّل و خشيارشا ساختهاند قصور روى بلندى وسيعى است كه آن را تخت جمشيد مينامند و پلّهكانى شخص را به بلندى مزبور هدايت مىكند پهناى پلّهكان هفت ذرع و عدّه پلّهها 106 است اين پلّهها منتهى بيك عرصه بلندى مىشود كه در آنجا طالار صد ستونى واقع بوده قصور داريوش و خشيارشا نيز در اينجا واقع است طالار خشيارشا در ابتداء 64 ستون داشته كه سيزده عدد آنها هنوز ايستاده ارتفاع ستونها تقريبا بيست ذرع است پلهكان مزبور مزيّن بحجّاريهائى است كه تصاوير رجال دربارى و اشخاص ديگر را نشان ميدهد تخت داريوش روى دست 28 مجسّمه قرار گرفته و هريك از مجسّمههاى سنگى نماينده مملكتى مىباشد داريوش بر تخت قرار گرفته و پشت او شخصى ايستاده كه گمان ميكنند
--> ( 1 ) - معلوم نيست اسم تخت جمشيد بپارسي چه بوده وجه تسميه پارساگاد هم محقّقا معلوم نيست